مرتضى مطهرى
69
مجموعه آثار شهيد مطهرى ( فارسي )
هم شرايط را براى او فراهم داشت كه واقعاً اجازهء نفس كشيدن به كسى نمىداد . اگر مردم مىخواستند چيزى را براى يكديگر نقل كنند كه بر خلاف سياست حكومت بود ، امكان نداشت ، و نوشتهاند كه اگر كسى مىخواست حديثى را براى ديگرى نقل كند كه آن حديث در فضيلت على عليه السلام بود ، تا صددرصد مؤمن و مطمئن نمىشد كه او موضوع را فاش نمىكند ، نمىگفت ، مىرفتند در صندوقخانهها و آن را بازگو مىكردند . وضع عجيبى بود . در همهء نماز جمعهها امير المؤمنين را لعن مىكردند ؛ در حضور امام حسن و امام حسين امير المؤمنين را بالاى منبر در مسجد پيغمبر لعن مىكردند ؛ و لهذا ما مىبينيم كه تاريخ امام حسين در دوران حكومت معاويه - يعنى بعد از شهادت حضرت امير تا شهادت خود حضرت امام حسين - يك تاريخ مجهولى است ، هيچ كس كوچكترين سراغى از امام حسين نمىدهد ، هيچ كس يك خبرى ، يك حديثى ، يك جملهاى ، يك مكالمهاى ، يك خطبهاى ، يك خطابهاى ، يك ملاقاتى را نقل نمىكند . اينها را در يك انزواى عجيبى قرار داده بودند كه اصلًا كسى تماس هم نمىتوانست با آنها بگيرد . امام حسين با آن وضع اگر پنجاه سال ديگر هم عمر مىكرد باز همينطور بود يعنى سه جمله هم از او نقل نمىشد ، زمينهء هرگونه فعاليت گرفته شده بود . در اواخر دورهء بنى اميه كه منجر به سقوط آنها شد ، و در زمان بنى العباس عموماً - بالخصوص در ابتداى آن - اوضاع طور ديگرى شد ( نمىخواهم آن را به حساب آزادمنشى بنى العباس بگذارم ، به حساب طبيعت جامعهء اسلامى بايد گذاشت ) به گونهاى كه اولًا حريت فكرى در ميان مردم پيدا شد . ( در اين كه چنين حريتى بوده است ، آزادى فكر و آزادى عقيدهاى وجود داشته ، بحثى نيست . منتها صحبت در اين است كه منشأ اين آزادى فكرى چه بود ؟ و آيا واقعاً سياست بنى العباس چنين بود ؟ ) و ثانياً شور و نشاط علمى در ميان مردم پديد آمد ، يك شور و نشاط علمىاى كه در تاريخ بشر كم سابقه است كه ملتى با اين شور و نشاط به سوى علوم روى آورد ، اعم از علوم اسلامى ( يعنى علومى كه مستقيماً مربوط به اسلام است ، مثل علم قرائت ، علم تفسير ، علم حديث ، علم فقه ، مسائل مربوط به كلام و قسمتهاى مختلف ادبيات ) و يا علومى كه مربوط به اسلام نيست ، به اصطلاح علوم بشرى است ، يعنى علوم كلى انسانى است ، مثل طب ، فلسفه ، نجوم و رياضيات . اين را در كتب تاريخ نوشتهاند كه ناگهان يك حركت و يك جنبش علمى